نخستین جنګها برای نخستین امپراتوری جهان

- سارگون(شاروکین) در شهر «آزوپيرانو»   از یک مادری که کاهن اعظم بود متولد شد ،مادرش که او را پنهاني به دنيا آورده  بود وی رادرون سبدی گذاشته و به دریا انداخت اما توسط شخصی به نام «آگی» نجات پيدا کرده سرپرستی او را بعهده گرفته بزرگش کرد و باغبانی  به وی آموخت.سارگُون  بعدآ به خدمت( اور- زابابا )شاه کيش (2.340 ق.م) درآمد، و منصب (ساقی) را به دست آورد. اور- زابابا در جنگ با لوگالزاگِسی شاه اوروک (2.345 - 2.316 ق.م) شکست خورد و کیش به تسخیر شاه اوروک درآمد. سارگون به محلی که بعد ها تختگاه اوشد رفته و آنجا را پایگاه قدرت خود ساخت. پس از تحکیم پایه های قدرت خویش، به سمت اوروک لشکر کشيد و حصار آن شهر را ویران نمود. سپس ائتلاف 50 انسی*  سومری را که به کمک اوروک آمده بودند شکست داد. درهمین زمان بود  که لوگالزاگِسی با اردو خود بار دیگر آشکار می گردد. سارگُون شهر اوروک را تسخير و استحکامات آن را نابود ساخت و موفق به دستگيری شاه بزرگ لوگالزاگِسی شد. سارگُن در گردن لوگالزاگِسی يک طوق آهنين بست و او را به نیایشگاه انلیل، در شهرنیپور( شهر مذهبی بین النهرین ) فرستاد. ، سارگُونبه اکّدی(شاه راستين)  با بردن تاج و تخت شاهی به نیپور بمثابه يک سامی اهل بین النهرین ، نخستين شاه دودمان اکّد در حدود(2340) ق م شد.

سارگون بعد از رسیدن به پادشاهی اکد به اردو تکیه کرد وسپاهی مرکب از 5400 جنگجوی حرفه ایی تشکیل داد. چریکهای معابد سومری مرکب از سربازان سنگین اسلحه بود که در صفوف فشرده میجنگیدند ودشمن را با نیزه های بلند میکوبیدند، وحال انکه در سپاه سارگون نقش اساسی با تیر اندازان بود. غالب این جنگجویان از افرادی بی زمین بودند که با جامعه اشتراکی خو د قطع رابطه کرده وبه مزدوری پادشاه در امده بودند. سارگون بعد ازین واقعات به سرعت شهر اور و دیگر شهرهای سومر را تسخیر و شهرهای لاگاش و اومّا را گرفته خودرا به ساحل رساندو برپایه یک آیین مذهبی، شمشیر خود را درابهای خلیج شست. او خود را "اِنسی بزرگ اِنلیل" نامید تا نشان دهد که به سنت های سومریان احترام می گذارد.پس از آن، به بین النهرین شمالی حمله برد ه شهرهای بزرگ آشور( اِبل»، ای-آمارتی و ماری) را مطيع خود ساخت. همه آنها به تسخیر او درآمدند. دامنه فتوحات باختری، او را به "جنگل درختان سرو و کوهستان نقره ای" کشاند، که به لبنان و کوه های توروس اشاره دارد. سپس، متوجه عیلام، براهشی، و نواحی باختری ایران امروزی شد. از آنجا که لوحه سارگُون درسال 1897 در شوش پيدا شده می توان گفت که خود اين شهر نيز به تسخير فرمانروای اکّد در آمده بود. از آن زمان، شوش بعنوان تختگاه دوّم اکد درآمد، و زبان اکدی جانشین زبان عیلامی در آن ناحیه شد. سارگون خودرا(فرمانروای جهان،شاه چهار اقیلم ) خواند ونخستین امپراتوری بزرگ تاریخ را تاسیس کرد.

سارگن تنها یک رهبر نظامی بزرگ نبود، بلکه یک مدیر باهوش نیز به حساب می آمد. او سامیان را به مشاغل عالی اداری منصوب کرد وقطعات نظامی خود را به شهر های مهم سومر انتقال داد. سارگُن ميان شهر های کيش و بابليون (بابل)، پايتخت سلطنتی جديد خود را برپا ساخت.او با استفاده از بردگان بيشماری که از جنگ هايش به دست آورده بود، کانال های آب بيشماری را برای کشت غلات ايجاد نمود. و يک سيستم بازرسی و انتقال سواره نظام را در هر 50 کیلومتر تاسیس کرد. اما.مانند بسیاری از امپراتوری هایی که به سرعت گسترش یافتند به سرعت نیز پاشیدند ، امپراتوری اکّد نیز با همان نخستین نشانه شورش فرو پاشید و سارگُن خود، قربانی این شورش شد.

 بیایید حفظ محیط زیست را ازخانهء خود آغاز نماییم

             بیایید حفظ محیط زیست را ازخانهء خود آغاز نماییم 

ترتیب کننده: ساره (تلاش )متعلم صنف دهم/ چهار لیسه عالی اریانا    

روابط بین انسان و طبیعت از زمانهای قدیم بحیث یک بحث مهم واساسی  بین انسانها مورد مذاکره بود وتا مدت ها تصور می شدکه طبیعت با نیروی تصفیه کننده و تنظیم کننده اش،تعرضات انسانها  را در وجود خود هضم خواهد کرد ، اماافزایش نفوس،تجارت های پر سود انواع مختلف فراورده های طبیعی ، انداختن زباله ای پلاستکی در گوشه وکنار ،  استفاده از انرژی تولید کننده دودهای غلیظ در بکارانداختن فابریکه ها ی ثقیل به شمول استفاده از وسایط ترانسپورتی کهنه ، قطع درختان و بهره برداری غیر قانونی  از جنگل ها وطبیعت با سرعت سرسام اوری موجب برهم زدن نظم موزون و شگفت انگیز مکانیزم طبیعی جهان  ومحیط زیست شده است شده است. ازطرفی عده از انسانهای بی مسولیت وبی احساس فکر میکنند که حفاظت محیط زیست تنها وظیفه سازمانها ونهاد های خاص بوده وبه کس دیگر مربوط نمیگردد درحالیکه محیط زیست جایست که همه ما دران زندگی میکنیم.

از طرفی دیگرحوادث طبیعی روز افزون از قبیل سازیر شدن سیلها ، بروزآتش فشانها ،زلزله ها ،سقوط بخشی از زمین ویا تغییرات آب و هوا باعث دگرگونی های مهمی در میراث جانداران  وموجودات حیات زمین ومحیط زیست شده اند. همچنان کشته شدن حیوانات وپرندگان اهلی ووحشی  و مواردی مشابه دیگروجودادرد که ثابت میسازد : انسانها خود مسبب تخریب محیط زیست  و حتی انهدام جهان زنده بوده ونابودی انرا بدست خود سازمان دهی میکنند.

به نظر من حمایت قا نونی از انواع موجودات زنده واثار باستانی ومحلات تاریخی ، حمایت قانون از محل های خاص ، پارکها ومحلات تفریحی،حفاظت حیوانات وپرندگان اهلی ووحشی ،خرید قسمتی از زمین های سرسبز وبارزش به عنوان یک سلاح قدرتمند وگران قیمت توسط سازمان حفاظت محیط زیست ، جلوگیری از قطع درختان وجنگلات ، تشویق وترغیب کافه هموطنان به منظور بوجود اوردن محیط سبزوخرم ویاری رساندن به انها بمثابه خانه مشترک همه ما ،  ، بکار انداختن کامپاین های وسیع سمعی بصری وچاپی از طریق وسایل ارتباط همگانی به منظور حفاظت از محیط زیست خودی ونمونه مثال شدن درین مورد ، و تدوین قوانین در زمینه های مختلف مربوط به محیط زیست میتواند به حفظ محیط زیست ممد وموثر واقع گردد.

هکذا اگر این تدابیر به نحو احسن اجرا شوند و درمیان مجریان قوانین وکافه مردم همکاری وهماهنگی وجود داشته باشند،می توان تاحدودی به حفظ محیط زیست امیدوار بود. من بحیث یک متلم مکتب وبحیث یک خواهر هموطن شما حفاظت محیط زیست را از خانه وکوچه خود آغاز کرده ام:

 من درخانه خود  برعلاوه توجه به نظافت خانه واطراف ان انواع گلها وبته های سبز را با استفاده از امکانات محیطی پرورش داده همه روزه از انها مواظبت نموده به انها آب وخاک لازم رافراهم میکنم ، هنگام رفت وامد به مکتب اشیایکه به محیط زیست زیان میرساند از کوچه جمع اوری وبه زباله دانی می اندازم، در مکتب وصنف خود کاغذ پاره ها وقطی های بسکویت ودیگر اشیای کثیف کننده را نیانداخته واگرکسی دیگری این کار را انجام دهد ممانعت ویا انرا خودم جمع اوری وبه باطله دانی انتقال میدهم ، درختان وگل بته های مکتب خودرا مانند برادران وخواهران خود دوست دارم ونمیگذارم کسی به ان اسیب رساند .

بیایید از خود وخانه خود به حفاظت محیط زیست آغازنماییم واطراف خودرا سبز وخرم بسازیم.

ومن الله توفیق

فرهاددریا فراتر از یک هنرمند

فرهاد دریا

فرهاد ناشر با نام هنری فرهاد دریا (متولد۲۲ سپتامبر۱۹۶۲ در کابل، افغانستان) موسیقی‌دان، خواننده، بازیگر و فعال حقوق بشر افغان و تأثیرگذارترین هنرمند افغانستان از دهه ۱۹۸۰تاکنون می‌باشد.

او به عنوان یکی از برترین موسیقی‌دانان افغانستان نه تنها توسط موسیقی‌اش بلکه توسط اعمال خیرخواهانه و وطن‌پرستی‌اش نزد مردم افغانستان شناخته می‌شود و از سال ۲۰۰۶ تاکنون سفیر صلحسازمان ملل متحد در افغانستان می‌باشد. طرفداران او شامل مناطق آسیای مرکزی، ایران، پاکستان، تاجیکستان، ازبکستان و در غرب بین افغان‌ها و فارسی‌زبان‌ها هستند. دریا به زبان‌های گوناگون شامل فارسی، ازبکی، انگلیسی، پشتو و اردو ترانه می‌خواند. او تاکنون چندین کنسرت را در افغانستان، تاجیکستان، ایالات متحده، امارات متحده عربی و آلمان برگزار نموده است. کنسرت‌های او در افغانستان همیشه رایگان و بدون سود اجرا می‌شوند.

فرهاد دریا در شهر کابل در خانواده‌ای خروطی  ژشتون که از شهر قندوز بودند به دنیا آمد. دریا در مکتب متوسطه شیرخان در کندز درس خواند، نام این مکتب از نام پدربزرگش، شیرخان، گرفته شده بود. او اولین گروه موسیقی خود را با نام نیستان تشکیل داد، او بعداً از لیسه حبیبیه فارغ‌التحصیل ودر انیستیتوت پلی‌تکنیک کابل و بعداً در پوهنتون کابل به تحصیل مشغول شد. در همین زمان بود که اولین گروه موسیقی حرفه‌ای خودش را با نام گروه باران شکل داد. خود گروه به دلیل ترانه‌های غیرسنتی‌شان آن‌قدر موفق نبودند؛ اگرچه چهره‌های آن‌ها در بین مردم شناخته شد، فرهاد دریا، اسد بدیع، مختار مجید و جاوید راهی که ار اعضای اصلی این گروه بودند. او در حال درس خواندن در پوهنتون، برای دیگر خواننده‌ها موسیقی زیر نام مستعار موسیقی می‌نوشت. در سال ۱۹۸۸ در پوهنتون به عنوان استاد شناخته می‌شد و برای یک‌سال پیش از رهسپار شدن به اروپا، موسیقی کلاسیک اروپایی را خواند. بعد از سفر به پراگ و هامبورگ به پاریس رسید و با "'سلطانه امام" آشنا شد. آن دو در ۱۹۹۳ ازدواج کردند و به ایالات متحده در ۱۹۹۵ رهسپار شدند و در حال حاضر در ویرجینیا سکونت دارند. اولین فرزند او در سال ۱۹۹۶ پسری با نام هجران دریا به دنیا آمد که حال تقریباً ۲۲ سال سن دارد.

در طول دهه ۱۹۸۰، دریا روی تحصیل تمرکز کرده بود و مهارتش در موسیقی به یک حرفه تبدیل نشده بود. او بیشتر در این سال‌ها با گروه باران همکاری می‌کرد و خودش به تنهایی به عنوان فرد اصلی گروه شناخته می‌شد. بعد از ترک افغانستان و منحل شدن گروه باران، او کارهای انفرادی خود را آغاز کرد. او در طول سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ چندین آلبوم را عرضه کرد که بیشتر آن‌ها با موضوع ورود شوروی به افغانستان و جنگ و آوارگی مردمش سروکار داشت. بیشتر موسیقی‌اش در مورد مردم افغانستان و یکپارچگی آنان بود. آلبوم او در سال ۲۰۰۳، سلام افغانستان که اولین آلبوم او بعد از سال‌های جنگ در افغانستان بود، با همین موضوع سروکار دارد. او جزو اولین هنرمندانی بود که بعد از ورود ایالات متحده به افغانستان به کشورش بازگشت و کارهای فرهنگی و بشردوستانه‌اش را آغاز کرد. این تلاش‌هایش او را یکی یکی از برترین موسیقی‌دان‌های افغانستان و «بهترین خواننده سال» در کشورش و همچنین در دانمارک تبدیل کرد. دریا در این مدت بیش از ۱۸ آلبوم موسیقی عرضه کرد.

از سال ۲۰۰۳ تاکنون فرهاد دریا روی پروژه‌های خیرخواهانه و بشردوستانه خویش کار می‌کنداو همچنین در عملکردهای صلح و انتخابات با دولت افغانستان همکاری می‌کند.او در سال به عنوان «سفیر حسن نیت و صلح» سازمان ملل در افغانستان انتخاب شد. او از سال ۲۰۰۳ تاکنون فعالیت‌های زیادی در عرصه کمک به کودکان خیابانی داشت و کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نیز در سال ۲۰۰۶ از این هنرمند، به خاطر «خدماتش در زمینه حقوق بشر» قدردانی کرد. او از سوی سازمان ملل متحد به عنوان «بهترین مدل نسل کنونی افغانستان» شناخته شد و از او به خاطر کمک‌هایش به صلح قدردانی شد. مراسمی نیز با نام «روز سپاس از دریا» در کابل به خاطر کمک‌های مالی و بشردوستانه دریا برگزار شده بود.

 

فرهاد دریا در طی فعالیت‌های بشردوستانه‌اش، موسسه‌ای با نام «کوچه» را ترتیب داده است که به جمع‌آوری و سوادآموزی کودکان بی‌سرپرست می‌پردازد. خود دریا از این مؤسسه چنین می‌گوید:

موسسه غیرانتفاعی «کوچه» به منظور تهیه کمک‌های بشری و خیرخواهانه، فراهم‌سازی زمینه‌های تعلیم و سواد برای کودکان محروم، ایجاد آگاهی و دفاع از حقوق کودکان آسیب‌دیده تأسیس گردیده است. هدف نهایی این مؤسسه، بلند بردن سطح زندگی کودکان بدون در نظرداشت نژاد، طبقه، عقیده، زبان، مذهب، جنسیت، قوم و ملیت آن‌هاست. «کوچه» تحت قوانین جاری جمهوری اسلامی افغانستان فعالیت می‌نماید و در سراسر جهان حضور دارد.

او در طی این پروژه برای بیش از ۲۰۰۰ کودک خیابانی در کابل، حساب بانکی گشود و گفت که در هر کدام از این حساب‌ها، مقداری پول از حساب شخصی خود واریز خواهد کرد. او همچنین اعلام کرده بود که به منظور جلب کمک، در کشورهای اروپایی و آمریکا کنسرت خواهد داد تا نظر سازمان‌های خیریه خارجی را نیز برای کمک به این برنامه جلب کند.

 

"احساس می‌کنم که روزی فرا رسیده که زبان‌ها را عوض کنیم، صداها را عوض کنیم، ارزش‌ها را عوض کنیم، فکرها را عوض کنیم و بالاخره زندگی وافغانستان راعوض کنیم.

 

 

شعرزیبا ازدوست عزیزم ساشا

نيست ياري تا بگويم راز خويش
ناله پنهان کرده ام در ساز خويش
چنگ اندوهم خدا را زخمه اي
زخمه اي تا برکشم آواز خويش
برلبانم قفل خاموشي زدم
با کليدي آشنا بازش کنيد
کودک دل رنجه ي دست جفاست
با سر انگشت وفا نازش کنيد
پر کن اين پيمانه را اي هم نفس
پر کن اين پيمانه را از خون او
مست مستم کن چنان کز شور مي
باز گويم قصه افسون او
رنگ چشمش را چه ميپرسي ز من
رنگ چشمش کي مرا پا بند کرد
آتشي کز ديدگانش سر کشيد
اين دل ديوانه را دربند کرد

نوی کال مومبارک

نوی کال مومبارکسال نو به تمام دوستان مبارک ومیمون باد

معاصره جګړه که دفرهنګونو تصادم

14.00

معاصره جګړه که دفرهنګونو تصادم 

دبرلین ددیوال په ړنګیدو ، دشوروی ا تحاد په دړی وړی کیدو او دمیخاییل ګرباچوف اورونالد ریګن دریکیاویک اوژینو دغونډو په پای کی  نړیوالو ته دا امیدونه اوهیلی راوټوکیدی چه نور نو دیوه ستر اونړیوال ویجاړونکی جنګ خطر له منځه ولاړ او نړیوال به دسولی اوامنیت په فضاکی دعلمی اوتکنالوژیکی پرمختګ پر لور روانیږی خودریغه چه داخوبونه په یاس اونومیدی واوختل او دنړی په مختلفو برخوکی جګړه په نوو شکلونو اوخصوصیاتواوله نوو کته ګوریو او میتودونو سره بیادسره پیل شوه. اوسنی او معاصره جګړه لکه دپخوا په څیر دختیځواولویدیخو ځبرځواکونو ترمنځ  جګړه نه بلکه د مختلفوفرهنګونو او قوتونو په مخامخ کیدوسره په یوه نوی ډول رامنځته شوه. مخکی له دی چه دجګړی پرنوو ډولونو او کته ګوریو ژوندی مثالونه ولیکو را ځی دروانوجنګونو اوراتلونکو بالقوه تصادمونو په اړوند یوڅه ولیکو:

 

ادامه نوشته

ګرګانی امیر تیمور او پر افغانستان دهغه یرغل

ګرګانی امیر تیمور او پر افغانستان دهغه یرغل

د تيمور په منځته راتلو سره د ماورالنهر سياسي او اداري حالات ډير  کرکیچن وو او د بیا تنظیمولو لپاره یی يوی پیاوری څیری ته اړتیا درلوده . د چغتاي پخوانۍ قوي دولت له منځه تللۍ ؤ او مركزي اداره يې ضعيفه شوې وه . د دولت کړنلاره داسې وه چې هر خان او حاكم يې پخپله سیمه كې د يو ظالم او خپلواک امارت په توګه منځه ته راوړي ؤ او خلك يې د ماليو په ورکولو ، ظلم او تیري تر بار لاندې ټکولي ؤ . چغتايې دولت په دوؤ برخو ویشل شوۍ ؤ يو يې په ماورالنهر كې د خانانو او آمرانو د مبارزې ډګر ګرځيدلۍ ؤ ، او بل يې په كاشغرستان كې د تغلق تيمور تر مشرۍ لاندې د  پخواني واکمنی د ساتلو لپاره هڅه کوله ، په ماورالنهر كې يو غير اشرافي شخص چې امير قزغن نوميده د سياست په ډګر كې راڅرګند شوۍ ؤ ....

ادامه نوشته

تشکیلات نظامی دوران امبراتوری احمدشاه ابدالی

تشکیلات نظامی دوره احمد شاه ابدالی

قوای نظامی در این دوره برای بار اول تحت تشکیلات منظم گرفته شد. در طرح این تشکیلات شرایط و خصوصیات تشکیلات عسکری به صورت بسیار خوبی مدنظر گرفته شده بود. این دوره در ساختمان و تشکیلات خود تابع سیستم ادارۀ ملکی بوده و در کرکتر آن سیاست اداری امپراطوران سدوزائی تأثیر زیادی وارد آورده است.

     بعد از قرنها پراکندگی اردو و نداشتن دوست مستقل فبل از قیام هوتکی ها و تشکیل سلطنت غلزائی در قندهار و ایران، افغانها از خود تشکیلات منظم عسکری پیدا کردند ولی از یک طرف محدودیت قلمرو آنها در افغانستان و از جانب دیگر تیت شدن قدرت آنها در ایران که بالاخره به اثر آن به جنگ های متوالی مجبور شدند بازهم سبب شد که این تشکیلات منظم به زودی ای بین برود.


برای دریافت کامل متن برعنوان"ادامه مطلب"  کلیک کنید

ادامه نوشته

جنګهای افسانه ای

جنگهای افسانه ایی

1- افسانه گیلگامش : داستان گیلگامیش یکی از مشهورترین و قدیمی ترین منظومه های حماسی تحریری جهان است که در حدود چهار هزار سال  پیش خلق شده و با خط میخی در روی 12  لوح  گلی نوشته شده است . گفته می شود داستان گیلگمیش در زمان حمورابی نوشته شده  وپس از آن به ادبیات شفاهی دیگر اقوام مثل هوریان و هیتی ها وارد شده است .


ادامه نوشته

موقیعیت جیوپولیتیک وجیو ستراتیژیک افغانستان

موقیعیت جیوپولیتیک وجیو ستراتیژیک افغانستان

 

ــ جیو پولیتیک (ژئیو پولیتیک  geopolitics) از نظر لغوی از کلمه های ژئوبمعنی ( زمین ویا اراضی ) و پولیتیک بمعنای سیاست ترکیب شده و میتوان انرا به معنی سیاست ارضی تعریف نمود . و یا به عباره دیگر عبارت از علمی است که در ان شکل تطبیق عناصر اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، ستراتیژیک و جغرافیائی یک دولت در تعین  وتطبیق نمودن سیاست خارجی دولت متذکره مطالعه میگردد .و هم میتوان انرا مطالعاتی دانست که در ان تاثیر شرایط و عناصر جغرافیائی در تعین نمودن سلوک و سیاست دول تدقیق میگردد.

ادامه نوشته

نگاهی به فعالیت های فرهنگی واجتماعی دوره سامانیان بلخ

800x600

                    نگاهی به فعالیت های اجتماعی فرهنگی دوره سامانیان

خانواده سامانی از مردم بلخ بوده و دین زردشتی داشتند . سامان خدا موسس اعلی خانواده از متنفذین محل و حاکم بلخ بود .  اسد والی عربی خراسان در نصف قرن هشتم با سامان دوست شد ، سامان دین اسلام اختیار کرد و نام پسر خود را اسد گذاشت . بعد از سامان خدا وقتی اسد زمام امور را بدست ګرفت پسران اسد نیز که اشخاص با کفایت بودند  درعهد مامون عباسی به حکومت های محلی ماورالنهر و هرات مقرر شدند . از ان جمله نوح در سمر قند ، احمد در فرغانه و الیاث حاکم هرات مقرر شدند . ابراهیم پسر الیاث بود که بعد ها به سپه سالاری دولت طاهری افغانستان رسید .




     

ادامه نوشته

امپراتوری عثمانی از اوج قدرت تا فروپاشی

امپراتوری عثمانی از اوج قدرت تا فروفاشی

در قرون شانزده و هفده ، امپراتوری ترکان عثمانی ، قویترین امپراتوری مسلمان در اوج قدرت خود بود که از مجارستان تا مصر و از الجزایر تا شبه جزیره عربستان توسعه یافته بود.درست درهمین سالها بود ( سال 1453) که طبق پیشبینی پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد (ص) امپراتوری بیزانس که هزار سال در برابر هجومها ولشکر کشیهای  کشور کشایان مختلف مقاومت کرده بود در برابر امپراتوری عثمانیها به زانو در امد وتما امکانات بیزانس به عثمانیها تعلق گرفت . میتوان گفت که با تصرف بیزانس به صورت سمبولک دولت عثماني قدرت و تاج امپراتوران بیزانس  را نیز به دست آورد. مگر سيستم نظامي و اداری عثمانيها پيش از اين که این شهر به دست شان بیافتد بسيار پيشرفته وعصري بود.در سال 1500  عثمانی ها یک اردوی نظامی نیرو مندی را ایجاد نمودند که در جهان  انروزبا دسپلین ترین اردو بود. اردوي عثماني متشکل از تيراندازان ماهر سواره نظام و سواره نظام ثقيل مجهز با تفنگ وسربازان پیاده مجهزبا تفنگ ها بودند که  ذخیره بزرگ اسلحه ( سلاح کوت ) که منعکس کننده قدرت دولت عثمانیها بود و امپراتوران عثماني توسط آن به مقاصد خود نايل ميشدند در عقب ان قرار داشت. امپراتوری عثمانی با ترکیب عناصر سنتی و فرهنگی خودو بهره گیری از نواوری های نظامی اروپایان هردو براعظم ( اروپا ، اسیا) را قرن ها تحت فرمان خود قرار داد.

سیستم نظامی کاملا سازمان یافته عثمانیها مخصوصا ینی چریها (جان نثاری) به پیروزی این امپراتوری افزودند، ینی چریها واحد های سازمان یافته جوانان پیشین مسیحی بود که به دین اسلام گرویده وتحت انظباط شدید نظامی اموزش دیده بودند هستهء این ساز مان نظامی به 8000 نفر سرباز نخبه میرسید انها  شخصا به سلطان وفادارو از اهمیت بالا در امپراتوری برخوردار بودند .

ادامه نوشته

جنگهای کارتاژ

جنگهای روم وکارتاژ

کارتاژ شهری از فنیقی ها:

سالها قبل از میلاد بازر گانان کنجکاو فنقیها بر ثروت خفته در معادن هسپانیا اگاهی یافته وکشتیهای انان بین صیدون، صور وهسپانیا در دریای مدیترانه در رفت وامد بودند. ـــ چون در ان هنگام اینگونه سفرها بیدون توقف در نیمه راه ها ممکن نبود بنا“ فنقیها پاسگاها ومنزلهای بر کرانه دریا ی مدیترانه برپا کرده بودند.که یکی ازینها همین شهر کار تاژ بود.

 بنیانگذار کار تاژ:   روایات کهن، بنیانگذار این شهر را بنام الیسا  دختر شاه صور که شوهرش توسط برادرش کشته شد وخود با گروه ماجرا جو سوار بر کشتی شده رهسپار افریقا شد برزیستگاه جدید خود برای انیکه از اوتیکا مشخص باشد کارتها یا نوشهر نام گذاشت که همین شهر مسمی به  کار تاژ را  بر دماغه یی در 16 کیلو متری شمال تونیس در سال 813 بنا گردید . حمله سکندر بر فنیقیه وفرار بازرگانان صور وصید ون به کار تاژ از یکسو واخذ خراج ورفت وامد کشتیهای بزرگ تجارتی خود انها در امتداد مدیترانه از سوی دیگر ثروت سر شار را به کار تاژ سرازیر میساخت.

جنگهای کاژ
برای مطالعه متن کامل به (ادامه مطلب) مراجعه کنید

ادامه نوشته

تهاجم اشوریها بر اریانا

 تهاجم اشوریها بر اریانا

یکی از دولت های قدیم سامی که تهاجمات به طرف شرق نموده وجنگهای متعددی با کتله های غربی اریایی ها (مادها) و(پارسوا)نموده بود روی به طرف باختر نموده وموقتآ بعضی قسمت های اریانای باختری را مورد حمله قرار داده است.محترم احمد علی کهزاد در تاریخ افغانستان درین مورد مینویسد((بعد ازینکه کار نینوا به اتمام رسید یا قرار بعضی نظریه ها هنوز نیم کاره بود که فکر حمله بر اریانا وفتح باختر در سر پادشاه آشوری "نینوس" افتاد پادشاهیکه همه خاکهای غربی اسیایی را مطیع خود ساخته از روی جاه طلبی تحمل نمیتوانستکه دولت مقتدر اریایی را ببیند. میگویند که نینوس از تعداد زیادی مردان جنگی وحس سلحشوری باشندگان اریانا وسپاه دولت باختری ومشکلات اراضی مطلع شده ترتیبات بسیار بزرگ گرفتوقشون تمام ملل مطیع خودرا جمع کرده به تعداد170000 پیاده 210000سوارو10600 عراده جنگی اماده نمودهوبه طرف سرحدات اریانا به حرکت افتاد.

بعضی منابع پادشاه این وقت اریانا را که از بخدی بر کشور خود حکمروایی میکرد بنام اوگزیارتس "Oxyartes"   یاد کده اند ،بعضی منابع یونانی از مقابله پادشاهی بنام زوراستردر باختر با نینوس سخن رانده است ،به هر حال شخص پادشاه ونامش هرچه باشد به مجرد اطلاع از حمله اشوریهاسپاه وپهلوانان جنگی خودراکه تعداد انها به 400000 نفر مینویسد جمع کرده و برای مقابله ء اشوریها تا قسمت های صعب العبور کهستانی غرب اریانا پیش رفت ودر انتظارحمله دشمن ترتیبات گرفت ، اشوریها که بواسطهء تنگی دره ها دسته دسته شده بودندوبه ترتیب عبور میکردندودر جلگه مجتمع میشدندچون یکعدء کافی انها در یک نقطه جمع شده بود پادشاه اریانا مجال تمرکز تمام قواء رابه انها ندادهبر ایشان حمله برد وتقریبآ 100000نفر اشوری را  به قتل رسانید، درین فرصت مابقی قشون اشوری فورآ در اراضی هم جوار جلگه رسیده ودر اثر تفوق تعداد باختریها را پریشان ساختندوایشان را عقب زدند ، در شهر های که بین بخدی وسرحدات غربی افتاده بود مقاومت های بر علیه سپاه مهاجم اشوری به عمل امده. ولی یکی بعد دیگری فتح شد وپادشاه باختر قسمت اعظم سپاه اریایی خودرا به مرکز مملکت شهر بکترا(بخدی) محصور ساختند واز انجا در صدد مدافعه بر امدندوتا دو سال شهر مستحکم بکترا محاصره ماند ونیروی نینوس وتمام قشون اشوری ،مستملکات ومتصرفات اسیایی او انرا فتح کرده نه توانست.)){[1] }



[1] -- کهزاد احمدعلی تاریخ افغانستان  مجموعهء سه جلدی ص176

 

جنگهای سکندر مقدونی


 جنگهای سکندر مقدونی

ترتیب وویرایش از تلاش احمدزی وعصمت الله وکیلی

1- جنگهای پلو پونیزم پیشزمینه بقدرت رسیدن مقدونیها:

بعد ازینکه فارس از یونانیها شکست خورده و یونانیان پیروز می شوند. آتن بر اتحاد دولت شهر ها مسلط می شود.و از انجا که هنوز هم نگران تهاجم مجدد پارس ها بودند , بسیاری ازدولت شهر های یونان اتحاد یهء را بوجود اوردند تا بهتر بتوانند از خود دفاع کنندانهااتحاد خود را دیلیان نامیدند. این دولت شهر ها پذیرفتند در صورت تهاجم پارس ها به یاری هم برخیزند ودر راس این اتحادیه آتن مسلط شد.

دولت شهر ها ی متحد بزودی احساس کردند  که کم کم استقلال خود را از دست میدهند. واتن در راه امپراطوری قدم بر میدارد از جمله اسپارت به این نتیجه رسید که قبل از انکه دیر شود . باید قدرت اتن تعدیل گردد بنا با همدیگر  به تدارکات  جنگی پرداختند.نطفه اولیه برای اغاز جنگیکه مدت 27 سال ادامه یافت بزودی چنین شکل گرفت : زمانی که کورينت Corinth عضو یت پيمان پيلوپو نيشن   Peloponnesian را داشت به جنگ علیه کورسيرا Corcyra  رفت .در 433  ق م کورينت از سپارتا خواست تابا استفاده از موقع دريونان سلطۀ نظامى خويش را تامین نمايد. اما بعداز عدم بدست امدن نتایج ميانبجيگرى ووساطت هر دو پيمان در عقب متحدين خويش قرار گرفتند و جنگ شروع گردید :

درین درگیری طویل نیرو های دریای اتنی ها از درگیری های زمینی اجتناب میورزیدند به خاطریکه اسپارتها (نیروی زمینی)قوی داشتند. اتنی ها ازتعداد نیرو هاو تیر زنان کمی به منظور شکست دادن عساکر پیاده نظام اسپارت استفاده مینمودند . جنگ های طویل مدت ایالت ها را مجبور میساخت تا عساکر را به طور پایدار و دایمی  مسلح نگهدارند.
لشکر کشى اتن به پيلوس  Pylos که درحدنهائی  منجر به شکست واشغال کندک ها وغند های اسپارتى گردید برخی ازان به اندازه ء وسيع وبزرگ بود که میتوان  انرا یکی از اپراسیونهای بزرگ نامید مانند لشکر کشى اتن به سيسلى Sicily که شامل چند صدکشتى و چندين قطعات وجزوتام های ( فلانژ)  بود.

بقیه در ادامه مطلب



ادامه نوشته