میرویس خان هوتکی
میرو یس خان هو تکی ( 1709 – 1715 )
میرو یس پسر شا علم ( یکی از خان های قبیله هو تکی غلجائی ) و متولد در سال 1673 است ، مادرش « نازو » دختر یکی از خان های عشیره تو خی بود ، میرو یس سه برادر داشت بنام ها ی میر عبدالعزیز و میر عبدالقادر و دو پسر بنام میر محمود و میر حسین ، زن میرو یس دختر جعفر خان از قبیله سدو زائی ابدالی بود . میرو یس در محیط شهری قند هار رشد کرد و در ان زمان که مالداری و زراعت دربین پشتو زبانان افغانستان عمومی تر بود شهر قندهار از نظر صنعت و تجارت و پیشه وری و فرهنگ رو نق داشت .
میرو یس از نزدیک شاهد استبداد و ظلم و تبعیض حکومت خارجی نسبت به هم وطنانش گردید و هم از راه تجارت در ک نمود که چه گونه عایدات سر شار مال التجارة ترانزیتی در جیب بیگانه میریزد ، او میدانست اگر نفاق قبایل از بین بر داشته شود و قوای پراگنده و مشتت قوم جمع شود ، تسلط خارجی منهدم و ملت از زنجیر تحکم غیر نجات یابد . لهذا در پی ان شد که این وظیفه بزرگ را انجام دهد . برای چنین کاری به علاوه شهرت عمومی وجاهت عمومی و اعتماد عمومی نیز لازم بود . .پس میرویس با دشمن از در دوستی داخل شد. و گرگین را با صحبت و مشورت و خدمت درراه جمع اوری مالیات از قبایل سرکش و نظم امور اداری به خود جلب و متکی ساخت تا جای که گر گین در هیچ عمل تازه بدون مشوره او اقدام نمیکرد . این لیاقت و کفایت میرویس سبب شد تا گرگین اورا به مقام « کلانتری شهر » مقرر نمود ، میرویس خان در داخل این وظیفه اعتماد مردم را حاصل نمود و در جمهور امور بین مردم و حکومت و سیط قرار گرفت و در عین حال با خان های قبایلی ارتباط صمیمی و غم شریکی خودرا حفظ نمود خصوصاً که او دا ماد ابدالی ها بوده و طرف تنفر ایشان نبود*[1] .
مردم که از ظلم و تجاوز حکومت به جان رسیده بودند در صدد چاره جوئی برامدند ، میرویس نوشته به عنوان شاه حسین صفوی ترتیب داد . که در ان از مظالم گورگین داد خواهی شده بود . این نوشته به امضای میرو یس و رو شناسان شهر به در بار اصفهان فرستاده شد ، ولی در بار فاسد شده صفوی مجال رسیده گی به چنین کار ها نداشت ، در عوض گرگین ازین اقدام اگاه شد و میرو یس از کلانتری شهرعزل و با عده از امضا کنندگان عریضه شکایت تحت الحفظ به در بار ایران فرستاده و به دشمنی دولت ایران معرفی شد ، و گرگین به استبداد و سخت گیری افزود . این حرکت گرگین غلجائی هارا بر ضد حکومت مشتعل تر ساخت در حالیکه ابدالی ها قبلاً به واسطه انهدام خاندان دولت خان و تاراج و تبعید قبیله او دشمن اشتی نا پذیر حکومت ایرانی گردیده بود ند . و اما میرو یس که در اصفهان تحت نظارت دولت قرار گرفت توانست به زود ی خود ش را از اتهام گرگین تبرئه و رها نماید ، پس میرو یس با رو ش و منطق خود در بار صفوی و حتی شاه را نسبت به خودش خو شبین و اعتماد الدو له صدر عظم ایران را نسبت به طرز اداره گرگین بدبین ساخته بود و اجازه ادای فریضه حج گرفت و به مکه رفت . او درین سفر با اشخاص که وارد در سیاست بودند صحبت های نمود و بالاخره به علمای مذهبی رجوع کرد و بنام مردم مسلمان افغانستان کتباً استفتای از ایشان به عمل اورد و فتوی دلخواه بگرفت. او درین استفتا که هدفش تحریک مردم از نظر مذهب بر ضد استیلا گران و هم اسکات و اقناع ملاهای قندهار بود این دو ماده را کنجانید :
اول - اگر در ادعای فرایض مذهبی یک ملت مسلمان از طرف حکومت اختلال وارد شود ، ایا این ملت شرعاً حق انرا دارد که خود را با شمشیر از تسلط چنین حکومت ازاد سازد ؟
دوم – اگر خان های قوم از مردم برای یک پادشاه ظالم بیعت گرفته باشند ایا مردم حق دارند که چنین بیعت را شرعاً فسخ و باطل نمایند ؟
علمای دینی حجاز در برابر این هردو سوال فتوا و جواب مثبت و قا طع نو شتند . این است که میرو یس بر گشت و به اصفهان امد . روش و سیاست او با اشتباه که در بار صفوی و شاه و اعتماد الدوله نسبت به گرگین پیدا کرده بود ند ، یکجا شد و علی الرغم تمایل گرگین منشور کلانتری مجدد قند هار به میرو یس داده شد . هم شاه ریاست اورا در قبایل غلجائی قند هار رسماً تصدیق نمود . وقت که میرو یس به قند هار رسید با گرگین ظاهر را رعایت مینمود و باطناً با رو سای قبایل اعم از ابدالی و غلجائی و غیره در د اخل و خارج شهر قند هار مشغول مذاکره و طرح یک قیام عمومی بود این فعالیت های مداوم و عاقلانه او تا سال 1709 طول کشید و بالاخره در جرگه مخفی مو ضع « مانجه » *[2] قرار قطعی اتخاذ گردید که گرگین با قشون ایران یک جا معدوم گردند و حکومت ازاد ملی تشکیل شود . درین جرگه و ظایف رهبران و قبایل متعلقه تعین شد تا برای حفظ ازادی و مقابله با هر گونه پیش امد نظامی دولت صفوی اماده گردند .
مساعی دوامدار و قابلیت و ابتکار میرو یس سبب شد که این جرگه با خو شی رهبری میرو یس را در راس قوای ملی پذیرفتند ، خصو صیت بارز این جرکه تاریخی ان بود که بر عکس سابق رو سای قبایل ابدالی و غلجائی و تاجک و هزاره و ازبک و بلو چ به شمول ملا های متنفذ ، بحیث یک قوه واحد ملی متشکل گردید . یکی از مقررات جرگه این بود که چون سپاه ایرانی و گرجی در داخل شهر مستحکم و جنگی قند هار بسیار است با یستی اسباب فراهم نمود تا تقلیل یابد ، برای حصول این مقصد تو سط یکی از رو سای بلو چ از تادیه مالیه ان مردم به شکل قطعی انکار ورزیده شد و از طرف دیگر میرو یس تحریک نمود تا گرگین قطعات نظامی برای سرکوبی بلوچ و اخذ مالیات تیرین سوق نمود . هم چنین کاکری ها متعاقباً در ار غسان از دادن مالیات انکار ورزیدند و گرگین شخصاً به غرض تنبیه انان از شهر خارج شد و مشغول زدن و بستن و حبس و تاراج گردید . در چنین وقت اورا شب در منزل « ده شیخ – ارغسان » در باغ پذیره کردند و در نیم شب میرو یس با مردان انتقام جوی شمشیر در ان ها نهادند ، این کشتار چنین بود که حتی یکنفر از دشمن هم زنده نه جست . بلا فاصله میرو یس با سه هزار نفر اسپ و سلاح دشمن برداشتند و رو به جانب شهر تاختند . محافظین نظامی درو ازه اشتباهاً در کشودند و به تصور ورود گرگین افتادند . تا فردا از تمام اردوی صفوی و گرجی یکنفر زنده نماند و در رو شنی روز برای نخستین بار انهدام قطعی دشمن با تشکیل حکومت ازاد ملی در سال 1709 اعلام شد . و تمام دری زبانان تاجک و هزاره و ازبک و بلوچ با پشتو زبانان در یک صف واحد در مقابل خارجی قرار گرفتند .
دولت هو تکی قند هار ( 1709 - 1738 )
طرح حکومت که بعد از کشته شدن گرگین در قند هار ریخته شد در و اقع هسته تشکیل دولت سر تا سری اینده افغانستان بود ولی در مرحله نخست این کار مشکلات بسیاری در پیش داشت ، زیرا هنوز در ولایات غربی افغانستان چون سیستان ، فراه ، هرات ، مرو ، نیشاپور ، مشهد و غیره حکام و سپاه صفوی مسلط بود ، در ولایات شرقی کشور تسلط و فرمان دهی دولت هند وستان تا کابل غزنین و جود داشت ، پس میرو یس در صدد تحکیم جای قدم نخستین برامد و تمام تو جه خود را مصرو ف قندهار نمود ، او سنگینی و ظیفه ملی را به خو بی احساس و شرایط اجتماعی محیط را درک مینمود ، و خو دش که در بین سلاسل قدرت فیودال های قبایل محصور و در سایه اتحاد با همی انها قدرت استیلا گران خارجی در هم شکسته بود ، نمیخواست و نمیتو انست که دفعتاً دولت متمر کز فیو دالی تشکیل کند . او در عو ض ان که عنوان پاد شاهی اختیار و حسادت و رقابت خان ها را نسبت به خود تحریک و اتفاق قبایل را با قوت جدید الولاده تشکیلات ابتدائی اخلال نماید خود ش را به حیث رئیس قوم و مساوی الحقوق با سایر رو سای محلی معرفی کرد اما مردم با احترام اورا « حاجی میر خان » نام نهادند .میرو یس مثل سیاست مدار ماهر بعد از انجام کار های ضرور ی فوراً نامه به عنوان پاد شاه هندو ستان فرستاده مرا تب مخالفت خود را نسبت به دولت صفوی و اعتماد به دو ستی دولت هند اظهار نمود ، و تمام قوای خود را به جانب عملیات ایران متو جه ساخت ، معهذا برای حفظ ظاهر نامه به دولت صفوی ارسال کرده و اظهار داشت : مو قع که من در کشت و کار زمین های خودم مصروف بودم ، مردم که از ظلم گرگین به جان رسیده بودند اورا کشتند و مرا به ریاست انتخاب کردند ، اگر شاه به افواهات مغرضین گو ش ندهد و ازین رو یداد ها اغماض نماید من میتوانم که امنیت را بر قرار نمایم و این فتنه را به تدریج خاموش کنم البته این نامه میرویس نمیتوانست دولت صفوی را متقاعد نماید ولی این قدر توانست که سو قیات فوری ایران را در قند هار به تعویق اندازد ز یرا در بار صفوی که از نو شته میرو یس در طردد افتاده بود مناسب دانست قبل از عملیات نظامی اطلاعات کافی از قند هار بدست اورد و جانی خان نماینده خویش را به قند هار فرستاد ، اما میرو یس این شخص را مدت به مذاکره مشغول داشت و همیکه دانست حالا بر میگردد اورا حبس نمود تا در بار صفوی زود تر از فعالیت قند هار مطلع نگردد و فرصت تجهیزات بیشتر بدست اید ، این است که قلعه های اطراف قند هار و عر ض را ه های ورود دشمن مستحکم شد و به جمع کردن و ساختن اسلحه در داخل شهر اغاز گردید . عدم باز گشت جانی به اصفهان به هراس در بار صفوی افزود و متعاقباً در سال 1710 به تعداد 10 هزار عسکر به قیادت محمد خان والی هرات به قند هار فرستاده شد . نمایند ه این شخص که با عزت و دوستانه در قند هار پذیرائی شد نیز حامل همان پیغام گذشته شاه صفوی بود که اگر میرو یس بپذیرد خودش به حکومت قندهار باقی خواهد ماند . ولی میرو یس جواب نداد و خامو شانه نماینده محمد خان اشنای قدیمی خود را در محبس فرستاد ، محمد خان والی هرات با سپاه خود به غرض حمله در قند هار پیش امد . میرو یس خان با 5 هزار سپاهی جدید التشکیل خود جلو اورا گرفت درین جنگ سپاه ایران به هزیمت رفت در حال که سر قو مندان خودرا با هزار نفر کشته دیگر در میدان جنگ گذاشته بودند . ازین بعد دولت ایران سپاه قوی برای یک رو یه کردن کار قند هار ترتیب و بفرستاد ، لهذا در سال 1711 قشون مرکب از 30 هزار نفر ایرانی و گرجی تشکیل و در زیر قیادت خسرو خان گرجی برادر زاده گرگین به قند هار سوق نمود این سپاه در سا حل هلمند با قشون مدافع میرو یس مقابل شد و توانست که میرویس را منهزم نما ید . میرویس امر داد که شهر قند هار دروازه ها را ببندند و گذا شت که خسرو شهررا به اسانی محاصره کنند خسرو که دروقت عبور از کرمان ، زمان خان پسر دولت خان ابدالی را ( که در ان جا یر غمل و نظر بند بود ) به حیث رئیس ابدالی های قند هار قبول و با خود اورده بود واداشت که با قسمت از ابدالی های مربوط خود ، درین محاصره و محاربه بر ضد غلجائی های قند هار شرکت کنند ، اما زمان خان مصالح ملی را بر منافع شخصی ترجیح داد و به عبداله خان رقیب قبیلوی خود پیو ست .مدا فعین شهر که میدانستند از دست دادن قند هار امحای استقلال و مبارزات چندین ساله مردم است به سختی دفاع میکردند درین وقت هجوم میرو یس با 16 هزار نفر شروع شد . خسرو خان به ضرب گوله از شهریان از پا در امد و قشون ایران به عزم باز گشت راه فرار می جست و لی چنین چیزی محال بود ، به این ترتیب اردوی 30 هزار نفری ایران معرو ض به تباهی گردید و قسمت توانست از میدان جنگ فرار کند . اما مردمان اطراف که در کمین بودند جلو انان را گرفتند ، در نتیجه این جنگ فقط چند صد نفر از اردوی ایران زنده مانده و مو فق به فرار از بیراهه ها شدند ، در مقابل استقلال قند هار در همین سال ( 1712 ) بکلی تحکیم گردید .
گرچه در سال 1713 ایران قشون دیگر به استقامت قند هار سوق داد و لی این سپاه نا رسیده به قند هار در عرض راه از اثر حمله مردم نا بود گردید . میرو یس خان این مرد مبتکر و مبارز و موسس دولت ملی قند هار بعد از حصول ازادی و استقلال ملی عمر بسیار کو تاه داشت او هنوز طرح خود را تکمیل نکرده بود که در سال 1715 به عمر 41 ساله گی چشم از جهان پوشید و در محل کهکران به خاک سپرده شد . جرگه چهل نفری از خان های قبایل برادر او میر عبدالعزیز را به ریاست حکومت قندهار انتخاب کردند . ولی میر عبدالعزیز کفایت میرویس خان را نداشت و از اداره حکومت نو احداث فیودالی عاجز بود این است که در قدم اول خان های بزرگ ابدالی از حکومت او جدا و با عشیره خود از قند هار خارج شدند . هم چنان او با دولت صفوی ایران داخل مفاهمه شده بود تا ایران حکومت وی را به شکل موروثی تصدیق نماید و مالیات را از قندهار نخواهد و عسکر به قند هار نفرستد ، به مجرد افشای این مفاهمه تمام مردم و خان ها و خاندان میرو یس بر ضد او قیام کردند در راس دسته مخالف میر محمود پسر میرو یس قرارداشت که با پشتیبانی مردم به شمول ازبک های قند هار کاکای خود را با شمشیر از میان برداشت ازین به بعد « استخوان شکنی » غیر قابل التیام در خانواده میرو یس خان به وجود امد و در اینده نزدیک باعث دو دسته گی در قبایل غلجائی گردید . در هر حال جرگه بزرگان تشکیل و میر محمود 19 ساله را به عنوآن شاه محمود انتخاب کردند .
[1] * افغانستان در مسیر تاریخ میر غلام محمد غبا ر ص 318 .
[2] * سی میلی شمال شرقی شهر قند هار
بیا تا جان هم باشیم