تشکیلات نظامی دوران امبراتوری احمدشاه ابدالی
تشکیلات نظامی دوره احمد شاه ابدالی
قوای نظامی در این دوره برای بار اول تحت تشکیلات منظم گرفته شد. در طرح این تشکیلات شرایط و خصوصیات تشکیلات عسکری به صورت بسیار خوبی مدنظر گرفته شده بود. این دوره در ساختمان و تشکیلات خود تابع سیستم ادارۀ ملکی بوده و در کرکتر آن سیاست اداری امپراطوران سدوزائی تأثیر زیادی وارد آورده است.
بعد از قرنها پراکندگی اردو و نداشتن دوست مستقل فبل از قیام هوتکی ها و تشکیل سلطنت غلزائی در قندهار و ایران، افغانها از خود تشکیلات منظم عسکری پیدا کردند ولی از یک طرف محدودیت قلمرو آنها در افغانستان و از جانب دیگر تیت شدن قدرت آنها در ایران که بالاخره به اثر آن به جنگ های متوالی مجبور شدند بازهم سبب شد که این تشکیلات منظم به زودی ای بین برود.
اردوی سدوزائی شامل یک هستۀ مرکزی سربازان منظم و دایمی و تعداد زیاد سربازان غیر منظم بود که رؤسا و خوانین قبایل و ولایات مختلف در وقت سفرهای عسکری در رکاب پادشاه حاضر نموده و به دور هستۀ مرکزی یک اردوی سفری را تشکیل میداد. احمدشاه بابا در ابتدای زمامداری اش دارای همان 16 هزار سربازی بود که با او یکجا دستۀ افغانان را در اردوی نادرشاه افشار تشکیل میکردند و بالاخره پس از کشته شدن افشار به قندهار آمدند. سربازان اردوی غیر منظم اولاً تابع اوامر رؤسا و خوانین و متعاقباً زیر امر امپراطور خدمت می نمودند.
احمد شاه بابا توانست تمام قوای غیر منظم را به طور متحد استعمال نماید. پسرش تیمورشاه نیز در این امر مؤفق شد ولی خانه جنگی های دوره اولادۀ تیمورشاه که از زمان زمامداری زمان شاه آغاز گردید سبب شد که اتحاد عمل دسته های سربازان ملی از بین برود و خوانین مختلف به جانبداری شهزادگان مختلف قیام ورزیدند.
زمامداران سدوزائی به خاطر مقابله با خطریکه از دسته های قوتی غیر منظم قبایل مختلف افغان احتمالاً بوجود می آمد، در تشکیلات نظامی خود یک قوتی را که به هیج کس مربوط نبوده در راه حفاظت امپراطوری تحت هر نوع شرایط وفادار باقی ماند شامل ساختند. این قوت عبارت از گارد های غلامانی بود که از مردم مختلف تشکیل میافت و به نام های غلامان صف شکن، رساله های شاهی، غلام خانه و غلام شاهی یاد می شدند. این افراد را میتوان سربازان حرفه وی و مسلکی شمرد.
سیستم ادارۀ مرکزی و قوماندۀ عالی : ادارۀ عمومی امپراطوری درانی از طرف شاه به مشورۀ کونسل، سران قومی و معاونت وزیر که حیثیت صدراعظم را داشت به عمل می آمد. شاه در عین زمان رئیس قوۀ اجرائیه و قضائیه و سرقوماندان اردوی امپراطوری بوده است. اشخاص دیگریکه امور امپراطوری را در سویه های عالی اجرا می کردند عبارت بودند از منشی (آمر دارالتحریر)، هر کاره باشی (رئیس استخبارات و مخابرات)، دیوان بیگی (ویز مالیه)، قاضی القضات و غیره بودند. پس از شاه قوماندۀ قوای مسلح را سپه سالار به عهده داشت که در زیر نظارت آن شعبات و دوایر مختلفی امور اداری اردو را اجرا می کردند و ذیلاً در آن مورد مختصراً توضیحاتی داده میشود
سپه سالار : سپه سالار که نظر به مهفوم امروزه و ظایف وزارت دفاع ملی و ستردرستیز را اجرا می کرد مسئول تشکیلات تجهیز و تعلیم و تربیۀ اردو در زمان حضر و پلانگذاری عملیات نظامی و پیشبرد حرکات در اثنای حرب بود. سپه سالار که بعضاً به نام سردار سرداران یاد شده است در اجرای امور نظامی از طرف یک تعداد دوایر و اشخاص مختلفی که قسماً متحد اجرای وظیفه می کردند کمک مید شد مانند دفتر نظام، سیورسات چی باشی و غیره. نا گفته نماند که صلاحیت های سپه سالار همیشه ثابت نبوده بلکه با تغیر شرایط فرق می کرد.
دفتر نظام : یکی از دوایر و مقامات بزرگ اداری اردوی امپراطوری درانی عبارت از دفتر نظام بود، دفتر نظام که زیاد تر امور وزارت دفاع ملی امروزه را انجام می داد مسئول تهیه و جمع آوری اسلحه و تحهیزات، ذخایر مادی، ملبوسات، اعاشه، تادیۀ معاش به صاحب منصبان و سربازان بوده محاسبۀ عینیات اردو و امور ذاتی پرسونل نظامی مانند سجل ها، ترفیعات و دفاتر احصائیه را ترتیب و اجرا می کردند.
لشکر نویس باشی عبارت از آمر شعبات احصائیۀ اردو بود که محتملاً قبل از تکمیل و تنظیم دفتر نظام امور ذاتی و اکمالات قوای مسلح را اجرا می نمود. اما دفتر نظام پس از عهد زمانشاه به حیث یک دفتر مستقل معادل وزارت دفاع ملی امروزه موجود بوده است.
سیورسات چی باشی : سیورسات چی باشی در دورۀ سدوزائی تقریباً حیثیت رئیس لوژستیک را داشت که در سفر های عسکری وظایف مهمی را اجرا می کرد. این شخص که یک قرارگاه بزرگ و افراد زیادی به نام سیورسات چیان زیر حکم خود می داشت امور خریداری، جمع آوری، دیپو کردن و دخیرۀ مواد اکمال طرف احتیاج افراد و حیوانات اردو را انجام می داد. او در عملیات نظامی اردو را تعقیب کرده در مناطق مختلف یا در بدل پول و یا رسیدی که به موجب آن مالیات آن منطقۀ مجرائی گرفته می شد مواد طرف احتیاج اردو را جمع می کرد و به قوتها توزیع می نمود.
قورچی باشی : قورچی باشی رئیس اکمال تمام ذخایر و عینیات حربی بوده و قورخانه (ذخایر اسلحه و وسایط حربی) را زیر حکم خود داشت. به کار انداختن و ادارۀ فابریکات حربی که اسلحه و جبه خانۀ اردو را تهیه می کرد و همچنان تأمین امکانات دیپو کردن و توزیع آن به سربازان در نقاط مختلف کشور از وظایف او به شمار می رفت.
توپچی باشی – میرآتش : قوماندان عمومی توپچی اکثراً به نام توپچی باشی، میرآتش و بعضاً هم به نام داروغۀ توپخانه یاد می شد. توپچی یک صنف مهم اردوی درانی را تشکیل می داد و قوماندان آن از جملۀ صاحب منصبان بزرگ انتخاب می شد. توپچی باشی در ابتدا به علت موجودیت یک قوت بزرگ توپچی صحرا و ثقیل و یک قوت توپچی سبک به همین نام یاد می شد ولی پسانها که قسمت اعظم توپچی را توپهای سبک (زنبورک یا شاهی) تشکیل می داد قوماندان توپچی به نام شاهین چی باشی یاد می گردید.
اردو باشی : اردوباشی را می توان آمر خدمات قرارگاه عالی قبول کرد زیرا این شخص در سفر های عسکری به ترتیب و تنظیم محل اقامت وارد و گاه قوتها مؤظف می گردید.
قضات عسکری : محاکمۀ عسکری از طرف قضات عسکری به عمل می آمد ولی مطابق همان اصول و مقرراتی که قضات ملکی نیز آنرا تطبیق می نمودند. علاوه بر قضات غرض نظارت و وارسی از اجرای احکام و مراسم دینی محتسباتی نیز موجود بودند.
اردوی درانی : در این دوره نیز اردو دارای قوای منظم و غیر منظم بوده که تشکیلات ملکی و مؤسسات اردو در قسمت های زیادی وظایف مشترکی را انجام می دادند و روحیۀ عسکری حتی در سازمانهای ملکی نیز به نظر می رسید. صاحب منصبان ملکی بعضاً وظایف عسکری مقررشده و بالای دسته های نظامی قومانده می کردند. اردوی منظم تنها هستۀ مرکزی را خصوصاً در سفر تشکیل می داد و سپاهیان غیر منظم اشکال مختلف مانند خوانین سواران، کره نوکر، یله جاری، داوطلب و ولسی گرد می آمدند و سهم اردو را بزرگتر می ساختند.
ادروی منظم : هستۀ اردوی منظم درانی را دسته های سوار رساله های شاهی یا غلامان صف شکن، کشیک چیان (گارد) عمله و خدام پادشاهی مانند افراد نقلیه افراد نقلیه (همراهان میر آخور) جارچیان، شاطارن، افراد داروغۀ قاطر خانه و شترخانه، شربت خانه، صندوقخانه، و مامورین عالی رتبه و افراد نسق چیان تشکیل می داد. علاوه بر آن دسته های دیگری در موقع ضرورت محافظه می شد. همچنان صنف توپچی تقریباً کاملاً در اردوی منظم شامل می شد زیرا بنابر محدودیت امکانات تعلیم و تربیۀ سربازان ملیشیا در صنوف مهمتر، توپچی جز اردوی دایمی امپراطوری محسوب می گردید. بنا برهمین علت انجینیران عسکری و قطعات فیل نیز به داخل تشکیلات دایمی محافظه می شدند. سربازان منظم نظر به این که قسمت مهم قطعات امپراطوری را تشکیل می دادند تقریباً کاملاً در مرکز بودند و در ولایات نیز مشابه همین تشکیلات تعدادی سپاهیان منظم موجود بود که در موقع ضرورت از آنها نیز کار گرفته می شد.
دستۀ غلامان صف شکن در عهد احمد شاه بابا عبارت از دوازده هزار سوار بود. این قطعات در عهد زمانشاه نیز به دوازده هزار نفر سوار می رسید و معلوم می شود که در عهد تیمورشاه نیز به همین تعداد موجود بوده است. در عصر شاه شجاع تعداد آن را بیش سیزده هزار رثبت کرده اند. این دسته از سربازانی که به هیچ خان قومی مربوط نبودند تشکیل می یافت و در هر دوره گروپ های مختلفی در آن خدمت می کردند. دسته های غلامان صف شکن که از حیث تعداد یک سوم اردوی دایمی را تشکیل می داد دایماً با شاه موجود می بودند و اسم (رکابی) نیز در یافته اند. این دستۀ سوار به جزوتام های مختلف تقسیم شده قوماندان عمومی آنها به نام قولر آقاسی یاد می شد که از جملۀ سرداران بزرگ انتخاب می گردید. تعداد جزوتام های آن در دوره های مختلف به هشت الی ده می رسید. اسلحۀ جارحۀ این سربازان را تفنگ های چقماقی یا فتیله ئی، شمشیر ونیزه تشکیل می داد. اسلحۀ جارحۀ دیگری نیز در جملۀ تسلیحات آنها شامل شده می توانست. قوماندان آنان آن تفنگچه نیز حمل می کردند.
قطعۀ مخصوص محافظین شاه (کشیک چیان) نیز از جملۀ قطعات با اهمیت به شمار میرفت. این قوتها که حیثیت گارد شاهی را داشتند در وقت حضر حرمسرا و محل اقامت شاه و در سفر سراپردۀ شاهی را محافظت می کردند. تعداد آنها در عهد زمانشاه به دوازده هزار نفر می رسید و همیشه در سفرها به مسافۀ سه صد قدم از راسراپرادۀ شاهی فرود می آمدند. در زمان شاه شجاع یک دستۀ چند صد نفری سربازان هندی که به رسم اروپائیان لباس می پوشیدند در جملۀ گارد شاهی شامل بودند. قوماندان این دسته را به نام «کشیک چی باشی» یاد می کردند و اردو باشی نیز معولاً همراه با همین دسته ها خدمت می کرد.
یک قطعۀ دیگر شتر سواران نیز در اردوی دایمی موجود بود که اکثر آنها از بلوچستان حاضر خدمت می شدند. تعدادی از قطعات پیاده نیز که یک چهارم اردوی منظم را تشکیل می داد شامل قطعات دایمی اردوی امپراطوری درانی بود. مهمترین آنها عبارت از دستۀ جزایر چی ها یا تفنگچی های پیاده بودند که عندالموقع بالای اسپ نیز سوار می شدند.
دسته های دیگری به نام نسقچیان که عبارت از پولیس و یا انضباط عسکری بود شامل اردوی دایمی می شد، این دسته ها تحت ادارۀ نسقچی باشی از امور دسپلین و ضبط و ربط وارسی کرده در موقع محاربه در عقب جبهه فراریان را دستگیر می کردند. هر کاره باشی نیز از این دسته ها کار می گرفت و افرادی که تحت حکم او در امور خبر رسانی استخدام می شدند به نام چاپار سوار یا پیاده یاد می شدند.
عمله و خدمتگاران سلطنتی هم در امور خدمت و هم وظایف عسکری استخدام می شدند. تعداد این دسته ها را که تاریخ حسین شاهی هفت هزار سوار ثبت کرده است، به قطعات نقلیه، جارچیان، شاطران، افراد داروغۀ قاطر خانه، شتر خانه، شربت خانه، صندوق خانه و افراد نسق چی تقسیم می شدند. این دسته ها خدمات عقب جبهه را انجام میدادند و لابد در وقت سفر تعداد دیگری از سربازان غیر منظم با آنها یکجا فعالیت می کردند. احتمالاً این قوتها از طرف اردو باشی اداره می شدند.
اردوی غیر منظم : اردوی غیر منظم که قسمت بزرگ اردوی سفری را بوجود می آورد از سربازانی تشکیل می یافت که در مواقع لشکر کشی ها حاضر رکاب پادشاه شده و پس از انجام عملیات نظامی دوباره به مناطق خود می رفتند. این قوتها تعلیم و تربیۀ اصلی را در میدان های جنگ آموخته و مانند منسوبین احطیاط در شرایط صلح افراد نیمه عسکری محسوب می شدند. اردوی غیر منظم که به نام خوانین سواران یاد می شدند از منابع مختلف به دست می آمدند و قسمت زیاد آن را سربازان سوار تشکیل می داند. اسلحه، وسایط و حیوانات سواری آنها از طرف خود مردم تهیه شده و در زمان و محل معین در رکاب شاه حاضر می شدند. یک تعداد دیگر سربازان غیر منظم از طرف رؤسای قومی و خوانین در هنگام سفر در مناطق اجرای فعالیت های عسکری جمع شده و شامل اردوی سفری می شدند. یک نوع ملیشیای دیگری که بر حجم اردوی سفری در هنگام ضرورت فوق العاده علاوه میشد عبارت از دسته های ایله جاری بوده است. این دسته ها در اوقات فوق العاده جمع شده و به صورت نظری تعداد مجموعی آن به ده فیصد نفوس مملکت می رسید تعداد دیگری از سربازان غیر منظم را داوطلبان تشکیل می داد. این اشخاص غرض اشتراک در بعضی از سفر ها جمع می شدند. هنگام اعلام جهاد و تبلیغات علمای دینی در این راه تعداد آنها زیاد می بود. در ردیف قوتهای غیر منظم در برخی از سفر ها از قیام عمومی مردم که به نام «اولسی» یاد میشد نیز استفاده به عمل می آمد. به این صورت اردوی غیر منظم در دورۀ سدوزائی از قسمت زیاد مردم افغانستان تشکیل می شد و در بعضی موارد تمام مردان منطقۀ عملیات در آن شمولیت می ورزیدند.
گروپ بندی عمومی اردوی افغانستان در دورۀ سدوزائی : در دورۀ سدوزائی گروپ بندی اردوی افغانستان به اساس اقوام و قبایل صورت می گرفت. این رسم که از قدیم در افغانستان موجود بود خالی از فایده تلقی می شد. دسته های مختلف اردوی افغانستان در عصر تیمورشاه درانی عبارت از دستۀ غلامان صف شکن، کشیک چیان، دسته پوپل زائی، دسته درانی، دسته علی زائی، دسته ترکی، دسته تخی، دسته هوتکی، دسته ترین، دسته بلوچ، دسته بنگین، دسته سلیمان خیل، دسته اندر، دسته برکی، دسته مهمند، دسته یوسفزائی، دسته سالار زائی، دسته باجوری، دسته شینواری، دسته خوگیانی، دسته ترکلانی، دسته مغولی، دسته خرسانیان، دسته شاسون ها، دسته شهین چی ها (توپچی خفیف)، دسته سپاه منصورها، دسته پشاوری، جهر چی چاوش، ریکا و امثال آنها بودند که به همین ترتیب در سایر دوره های سدوزائی نیز چنین بود.
رتبه – القاب و تشکیلات جزوتام ها در اردوی درانی : سپهسالار که در عهد احمدشاه بابا و تیمورشاه پس از امپراطور قواماندان عمومی قوای مسلح بوده حیثیت وزیر دفاع ملی را داشت. سپهسالار را برخی اوقات به نام سردار سردارن نیز یاد می کردند.
لقب دیگری به نام سپاه دار نیز در این دوره جلب توجه می کند و ظاهراً سپاه دارن قوماندان یک دستۀ قومی بوده است که در چوکات اردوی سدوزائی اجرای وظیفه می نمود و این لقب بیشتر مقام قوماندانی را می رساند که سربازان مختلف التعداد را زیر حکم می داشت. امیر لشکر رتبه و لقبی بود که نثبت به سپهسالار مادونتر ولی نثبت به تعداد زیادی از رتبه های نظامی مافوقتر تلقی می شد.
امیر الامرا نیز لقب و رتبۀ نظامی بود که در سویه های عالی قرار داشت و ظاهراً پس از سپهسالار در جملۀ رتبه های بزرگ محسوب می گردید. هچنان رتبه ها والقاب دیگری مانند میر هزار (فرامنده هزار نفر)، سالح دار (آمر اسلحه)، قراول بیگی یا قراول باشی (قوماندان پیشدار)، جبادار باشی (آمر جبه خانه)، فوجدار (حکمران و یا قوماندان عسکری ولایات)، دسته دار (قوماندان یک وسله از عملۀ دربار و یا خوانین سواران)، قورچی باشی (رئیس وسله پالی) و یزک دار ( قوماندان مفرزۀ کشف و یا پیشرانده شده) نیز در تشکیلات نظامی دورۀ سدوزائی به نظر می خورد.
در مسلک توپچی ثقیل و خفیف نیز رتبه ها و القاب موجود بود چنانچه قوماندان عمومی توپچی را میر آتش و یا توپچی باشی یا داروغۀ توپخانه می نامیدند.
تشکیلات جزوتام ها و قطعات در اردوی منظم تا حدی قاعدۀ داشت ولی قوماندانان آن همیشه یک نوع حدود صلاحیت نداشتند. کوچکترین جزوتام عبارت از یک قطعه ده نفری معادل دلگی بود که از طرف شخصی به نام ده باشی قومانده میشد. بعضاً دلگی از پنج نفر سرباز تشکیل میافت که قوماندان آن را پنج باشی می گفتند. بلوک عبارت از یک قطقعه 50 نفری یا 20 نفری بود که فرمانده آن رتبۀ پنجاه باشی و یا بیست باشی به مود میگرفت و به همین ترتیب تولی از دو یا پنج بلوک متشکل بوده و به تعداد 100 نفر سرباز داشت و قوماندان آن را یوزباشی لقب می دادند. از یکجا کردن چند تولی (ظاهراً 10 تولی) یک کندک بوجود میامد که از طرف منگ باشی قومانده می شد. پس از آن تشکیلات معینی وجود نداشت و دسته ها از تعداد مختلف کندک های منظم و یا غیر منظم سربازان تشکیل میافت.
صنوف مختلف اردو : اردوی افغانستان در دورۀ سدوزئی از حیثیت وظایف، وسایل و تجهیزات به صنوف مختلف از قبیل سواری پیاده، توپچی فیل سوارن، نقلیه و خدمت انجینیران عسکری، مخابره و غیره تقسیم شده بود ولی قسمت عمدۀ آن را قطعات سواری و توپچی تشکیل میداد.
صنف سواری : صنف سواری قسمت عمدۀ اردوی درانی تشکیل می داد و در حرکات سریع و پیشرفت عمیق در خطوط دشمن وظایف مهمی را انجام می داد. بهترین قطعات سواری را دسته های غلامان صف شکن یا رسالۀ شاهی تشکیل می داد که افراد آن کاملاً سربازان حرفه وی شمرده می شدند. آنها علاوه بر سایر تجهیزات زره نیز داشتند. در جملۀ اسلحه ای آنها نثبت به سایر قطعات سواری تفنگ های فتیله یی زیادتری شامل بوده است.
صنف پیاده : حجم صنف پیاده در اردوی درانی به مراطب نثبت به سواری کوچکتر بوده است ولی این موضوع به هیچ وجه دلیل آن شده نمی تواند که پیاده نقش مهم در محاربات نداشت. پیاده ها در اجرای محاربه ای قدیم، محافظه ای مواضع تدافعی و استحکامات، هجوم بر حسار ها و محاربۀ آتش اهمیت و قابلیت زیادی داشتند. سربازان صنف پیاده با تفنگ چقماقی یا فتیله یی، شمشیر و سپر و غیره اسلحه ای محاربۀ قریب اجرای فعالیت می کردند.
صنف توپچی : صنف توپچی با داشتن قدرت آتش قوی اهمیت زیادی داشت و در محاربات بزرگ تأسیر زیادی وارد می کرد. در اردوی درانی دو نوع توپچی وجود داشت که در یکی آن توپ های ثقیل و در دیگری آن توپ های خفیف (زنبورک، شاهین یا شهن) شامل بود. توپهای ثقیل با داشتن قدرت آتش قوی در محاربات بزرگ اهمیت زیادی داشتند ولی توپ های سبک (زنبورک) به علت این که دارای قابلیت مانور عالی بودند در حرکات سریع و محلات نتیجۀ قطعیه اسلحۀ خوبی به شمار می رفتند. علاوه بر این ها اسلحۀ ناریه دیگری مانند توپ های سنگین محا صره (قنارۀ قلعه افگن)، راکت ها (بان) و هاوان (خمپاره) نیز در صنف توپچی درانی شامل بوده است.
به همین شکل توپ های ثقیل دیگری به نام های اندلیب، چهار یاری و زلزله نیز در دورۀ احمد شاه بابا ساخته شده اند. تیمورشاه در جملۀ توپ های که تهیه کرد یکی توپی خسم افگن بود که در سال 1170 هج در زمان حکمرانی خود در پنجاب از طرف پدر، ساخته شده است. زمانشاه درانی در سبک توپ زمزمۀ احمد شاهی توپی به نام زبرزنگ در سال 1212هج ساخت.
قطعات فیل : اردوی درانی دارای یک تعداد فیل های جنگی بود که قطعات فیل را بوجود می آورد. فیل ها وظایف مختلفی را اجرا می کردند مثلاً در بعضی موارد توپ های ثقیل را کش می کردند و در برخی اوقات مانند سواره نظام در شق کردن جبهۀ دشمن استعمال می گردیدند. فیل ها در صفوف دشمن حرج و مرج بزرگی را تولید می کردند.
قطعات نقلیه و خدمت : قطعات نقلیه برای حمل و نقل مایهتاج اردوی سفری قوت ها را همراهی می کرد. این قطعات از خود حیوانات بارکش مانند فیل ها، اشتران، اسپ ها، قاترها و گاوها داشته ذخایر مادی را به شمول جبه خانه نقل می دادند. قطعات خدمت نیز توأم با قطعات نقلیه خدمات عقب را اجرا می کردند.
صنف انجینیران عسکری : در پهلوی سایر صنوف، انجینیران عسکری که امور استحکامیه و فعالیت های تخنیکی را اجرا می نمودند. یک صنف و یا اقلاً دستۀ علیهده را تشکیل می دادند.
اصول و قواعد نظام : دوره درانی را میتوان از حیث نظام در افغانستان یک دورۀ کلاسیک تلقی نمود، زیرا در چنین عصری قابلیت های محلی و عنعنوی افغانها با تعلیم و تربیه و میتد های کلاسیک عسکری توأم ساخته شد. تشکیلات بر بنیان پرنسیب ها و اساسات معین استوار گردید و قواعد استعمال قوت های صنوف مختلفه انکشاف یافت، توپچی به حیث یک صنف قوی و حمایه کننده ای قطعات سواره نظام و پیاده تشکیل و تنظیم گردید.
در اثنای رفتار جزوتام ها و قطعات مختلف به صورت جمع و داخل چوکات تشکیل خود حرکت کرده تعداد از منصب داران برای کنترل و نظارت رفتار تعیین می شدند. هیچ نفر اجازه نداشت که قطعۀ خود را گذاشته به دسته ای دیگری ملحق گردد و کسانی که از این قاعده انحراف می کردند به جزای سختی محکوم می شدند.
اسلحه : اسلحه اردوی درانی دارای تنوع زیادی بود و از اسلحۀ خفیف سرد گرفته تا اسلحۀ سنگین ناریه همه در داخل تشکیلات نظامی جا داده شده بود. اسلحۀ توپچی عبارت از توپ های صحرا به چاپ های مختلف، توپ های سنگین محاصره (قنارۀ قلعه افگن)، هاوان (خمپاره) و راکت انداز (بان) و توپ های خفیف (زنبورک یا شهنک) بوده است که هرکدام آن در مورد مخصوص به کار میرفت.
به صورت عمومی در جمله ای اسلحه یی اردوی درانی خنجر های مختلف، تیرو کمان، نیزه، شمشیر های مختلف، تفنگ های فتیله ای، تفنگ های چقماقی، کربین، تفنگچه و جزایر شامل بوده است که دسته های مختلف از این جمله با یک تعداد آن تسلیح و تجهیز می شدند.
سلاح دسته های درانی عبارت از شمشیر و یک تفنگ چقماقی بود. تعداد قلیل از سربازان بهترین آنها نیزه هم داشتند و یک تعدا محدود شان با تفنگ فتیله یی تسلیح شده بودند. قوماندان ایشان و یک تعداد کوچک سایر سربازان تفنگچه نیز داشتند و در ابتدای مرحله سپر نیز به کار می بردند ولی پسانتر آن را ترک دادند.
سربازان دسته های غلزائی نیز مانند درانی ها تسلیح و تجهیز می شدند تنها سپر زیادتر داشتند. افغانهای مناطق شرقی شمشیر های نوع هندی، سپر ها و دستبند های از چرم سخت شده تفنگ های چقماقی و اکثراً نیزه با خود نقل می دادند ولی نیزه کم کم از رواج افتاد. سربازان پیاده با تفنگ های پایه دار (دو شاخه دار)، شمشیر و به طور عمومی با سپر مجهز می شدند. مردم کوهستان کابل بهترین نوع تفنگ فتیله یی، تفنگچه و یک خنجر کوتاه داشتند. غلزایی های نزدیک کابل، خیبری ها (افریدی ها) و دیگر اقوام نزدیک آنها خنجری را به طول سه فت به عوض شمشیر استعمال می کردند.
بیا تا جان هم باشیم