پیـــام مــحبت - دمینی پیغام
دتلاش احمدزی تاریخی ,ادبی , اجتماعی او سیاسی ویب پانه 
قالب وبلاگ
چت باکس


 

وطندوستی واتحاد ملی اساس تشکل کشورماست

سخن اول :

در هر بحث تحلیلی, نخست موضوع مورد نظر تعریف میگردد

در لکچر امروز روی دو کلیمه ( اتحاد ووطندوستی ) صحبت مینمایم

 ــ کلمهء وطن به چه اطلاق میشود؟

ــ وطن دوستی چه معنی دارد؟

ــ حق وطن یعنی چه؟

اتحاد ملی چیست و چه رول درتشکل کشور دارد ؟

 اهدف  این بحث:

 ــ اگاهی دقیق ازموضوع

 ــ مواجه بودن ما با خطرات گوناگون خصوصاً نسل جوان کشور

 ــ تقویه احساس وطندوستی در بین محصلین اکادمی ملی نظامی،

 ــ تشویق و جلب توجه انها به دوست داشتن وطن

 ــ درک احساس مسولیت برای ترزیق روحیه وطندوستی

 مفهوم وطن دوستی :

رسول خدا (ص) مي‌فرمايند ايمان از سه بخش تشكيل شده است

1- بخش اصول و فروع و احكام شريعت است.

2- بخش اخلاق اسلامی

3-  بخش سوم وطن‌دوستي است.

4- حديث شریف است " حب‌الوطن من الايمان" دوستي وطن جز ايمان است .

 احادیث فوق اهميت این مطلب را مي‌رساند كه وطن‌دوستي براي يك ملت يكي از سه پايه ايمان است، و حب وطن‌جزو ايمان است.

 تعریف : وطن دوستی در اصطلاح حققوق و علوم سیاسی معاصر،  وابستگی فرد به کشور خاصی که تابعینش را داراست و متعهد است که به ان وفادار بماند,اما در تعریف دیگری : وطن دوستی یکنوع احساس ملیست که تراوش آن دوستی و اخلاص برای وطن است.

 خود وطن چیست : وطن یا(Motherland, Homeland) دو نوع تعریف برای ای کلیمه وجود دارد:

1- وطن به سرزمین یا کشوری اطلاق میگرددکه مردمانی در ان قرنها باهم زندگی کرده ، غم وشادی نیک وبد رنج وراحت را باهم دیده وازموده اند ومهمترین وقایع ان بصورت تاریخ برایشان درامده است.

برای مردم عام ودر ادبیات قدیم به معنی محل تولد وسکونت بوده است .

2- وطن یعنی محیطی که انسان از لحاظ عواطف روحی وقومی بدان علاقه مند است یا در ان متولد شده نشو ونما کرده ودر غربت نیز در هوای ان است.

 مادر وطن :  ازهر دوتعریف فوق برمیاید که وطن بمثابه مادر است پس میتوانیم بپرسیم که مادر با وطن چه نسبتی دارد:مادر مارا در بطن خود پرورش میدهد ووطن همچنان ، مادر مارا تا دوسال شیر میدهد اما وطن تا زنده هستیم مارا تغذیه میکند مادر مارا تا زمنی که راه رفتن وامکانات دفاع از خود بیابیم حمایه میکند اما وطن برای تمام عمر از ما حمایه میکند .مثالهای فوق یک یادداشت کوچکی ازین تشابهات است اما انطوریکه در ادبیات غربی انرا به کلیمات  مادر زمین یا زمین خانه  مسما ساخته این بدان معنی است که این هردو دارای یک مفهوم وهردو بالای ما حقوق یکسان دارد. 

 این حقوق کدام است ؟

 وطن مادر است اول بیاید این سوال مطرح گردد که مادر چه حق دارد؟

 ــ حدیثی شریف است که جنت زیر پای مادراست

 ــ از پدر ومادر را تا خانه خدا با پشت خوببریم نمیتوانیم حقوق انها را اداکنیم .

ــ تا پدر ومادر مارا نبخشد خداوند هرگز نمی بخشد.

باذکر این سه جمله شما خود میتوانید در مورد حقوق وطن ومادر زمین قظاوت کنید.

 انواع وطن : وطن از لحاظ  معنوی به دو مفهوم اطلاق میگردد:

1ــ وطن عام که حدودش را عقیده اسلامی تشکیل میدهد و در هر سرزمینی که کلمه لا اله الاالله به سر زبانهاست وطن مسلمان است . ولی از اینکه بحث ما روی وطن بمعنای خاصش است برآنیم  تا در باره ان بحث بیشتر نمایم.

2ـ  وطن خاص جایی است که انسان در آن بدنیا میاید از آب و هوایش استفاده می کند و تابعیتش را دارد , مثلاً افغانستان کشور مشترک همه افغانها ست , مصر کشور مشترک همه مصری هاست , و ایران کشور مشترک ایرانی ها.

ــ  افغانستان برای همه افغانها وطن خاص شان است وهرکسیکه در ان زندگی میکند افغان ووطنش افغانستان است در تمام جهان وقتی بحث از هویت ملی مطرح میشود هرکس میگوید :من امریکایی ،من المانی ،من چینی و....... هیکس نمیگوید من تهرانی ،من کابلی یا من مسکوی هستم

 وابستگی به وطن:

ــ  وابستگی انسان به وطنش مظهراصلی وطندوستی است.

ــ  وابستگی به وطن ارزش همه چیز را بالا میبرد.

اسباب محبت و دوستی وطن را میتوان ذیلآ برشمرد:

انسان در هر جامعه ای که زیست می کند وابستگی هایی او را بسوی خود می کشاند چرا؟      ــ وابستگی انسان با خانواده  و گاهی

ــ وابستگی فرد با مردم و قومش

 ــ وابستگی شخص به اجتماع وکشورش

 روابط زنجیری : این انگیزه ها باهم روابط زنجیری دارد انطوریکه انسان برای بقای حیات خود مجبور به حفط روابط با خانواده خود است اومجبوراست این روابط را با قوم ، قبیله ، محیط وبلاخره با یک سرزمین وجهان حفظ نماید .

 در بین این روابط زنجیره ای رابطه باوطن ارجحیت خودرا دارد.چرا؟

 ــ  رابطه با وطن مساله ای است مرتبط با روح و روان انسان.

 ــ  وطن زادگاه است , جای زندگی و مکان محفوظی برای حفظ مال , ناموس , عزت و شرف

 ــ  محبت و دوستی با وطن در دایره بزرگتری از محبت و دوستی با خانواده قریه و شهر قرار دارد

به این ترتیب انگونه که هر انسان خانواده اش را دوست دارد , قریه , شهر وطن و دینش در درجه بالا تر از همه محبت های مذکور جایگاه دارد.

  قدر عافیت در مصیبت :  تبارز احساس وطن دوستی وعشق به وطن وقتی به اوچ خود میرسد که انسان به درد بیوطنی گرفتار شود (ضرب المثل مشهور است که میگوید :  قدر عافیت کسی داند که به مصیبت گرفتار اید. *وطن قدرینی بیلمه گن اوز قدرینی بیلمس.(( آنکه قدر وطن را نمیداند، قدر خود را نیز نخواهد شناخت.)) * وطنگه کیلگن- ایمانگه کیلگن. - اگر کسی مادر وطن رااز نزدیک زیارت نماید، گویا ایمان خود رادو باره خواهد یافت.

 ـــ  زندگی مهاجرین در کشورهای دیگر:

1- کسی از شما مهاجر شده یعنی به کشور دیگر رفته ؟

2- شما که امروز در کشور خود هستید تنها از زادگاه خود دور هستید ایا هرلحظه به یاد ان نمی افتید؟

مثالهای از مهاجرت خودم به پاکستان :

1-قصه تورخم  وبرداشت پسرم از برخورد ملیشا

2-قصه ابگرفتن از نل وبرخورد یک پاکستانی .

3-قصه امدن از میدان هوایی پشاور ودیدن صحنه های از احترام ومحبت پاکستانیها به همدیگر

 اینکه چطور ما خودرا مربوط به وطن بدانیم ووطن را از خود:

 ــ  اول باید قوانین انرا احترام کنیم ودر راه تحقق ان مبارزه کنیم  ،

 ــ  هیچ قانونی در افغانستان وجود ندارد که یکی از اتباع خودرا از داشتن حقوق مساوی با سایر اتباع محروم سازد ،

 ــ  هیچکس درین کشور از لحاظ قانونی در رده سوم ودوم قرار ندارد این ماهستیم که خودرا در تطبیق قوانین بیطرف ویا به اصطلاح به ما چه میگریم درین راه ما باید چه کنیم :

 ــ  از منافع ملی ،دارایی عامه وخاک وطن دفاع نمایم

ــ  همه چیز وطن را مال خود فکر کنیم واز دیگران نیز همین توقع را داشته باشیم

ــ  تولیدات ملی خودرا ارزش بدهیم

اما بیاید بیبنیم وحدت ملی چیست؟ولی  قبل ازان

هویت ملی: ــ ارزشها ی ملی ومیراث فرهنگی خودرا افتخار همه ملت بدانیم  این هویت ملی ما است هویت ملی یعنی چه؟

 هویت ملی شامل سه بخش است :

1- خودر مطعلق به گذشته دانستن وبه تاریخ گذشته افتخار کردن.

2- حالت کنونی را دستاورد خود دانستن وبه این فکر کردن که ما در مرحله کنونی کی هستیم

3- راجع به اینده فکرکردن که ما میخواهیم در اینده چه باشیم یک ملت با تاریخ مستقل ودر خشان یا یک ملت ضعیف در دست بیگانه ها.

 وقتی ما به هویت ملی خود اشنا شدیم خود به خود به وحدت ملی میرویم 

»»  وحدت ملی (National Unity) اشتراک همه افراد یک ملت در امال ومقاصد به منزله مجموعه واحد.

 »» به عباره دیگروحدت ملی باین معنی است که مردم تمام نواحی یک کشوردارای هرزبان ، هر نژاد هر مذهب ومسلک که باشد باید همیشه در امور اساسی وملی کشورفعالانه اشتراک ورزیده در برابر بیگانه هاودشمنان متحد بودهووطن را حفظ نماید .

 »»  در اختلافاتی بزرگ وکوچکی که بوجود میایند باهم دور یک میز یا بر سر یک گلیم نشسته حل وفصل موضوع را به خردمندان ملت خود واگذار کند.

 واما تاریخ در مورد نتایج اتحاد مردم در کشور ما چه میگوید؟

 »» جرگه مانجه 1709 در قندهار نتایج وپیامد های ان تحت رهبری میرویس نیکه : (خصو صیت بارز این جرکه تاریخی ان بود که بر عکس سابق رو سای قبایل ابدالی و غلجائی و تاجک و هزاره و ازبک و بلو چ به شمول ملا های متنفذ ، بحیث یک قوه واحد ملی متشکل گردید ودر نتیجه قیام عمومی براه انداخته گرگین به قتل میرسد ویک حکومت ملی تشکیل میگردد) »» جرگه مزار شیر سرخ واتفاق نظر درمورد انتخاب احمدشاه بابا بانی افغانستان امروز(مردم افغانستان احمد شاه را در عمل عادل تر از قول یافتند ، و دیدند که اشخاص با کفایت بدون تبعیض از لحاظ زبان ، نژاد و مذهب در امور دولت شریک هستند (در ویش علی خان هزاره درهرات، عباس قلی خان بیات درنیشاپور، شهرخ در مشهدخواجه عبداللهدر کشمیر ، امریک سنگه در پتیاله، نصیر خان بلوچ در بلوچستان والی ومیرزا هادی ریس دارالانشا قزلباش ،میرزا علی رضا خان مستوفی دیوان علی و یوسف علی خزانه دار. در نتیجه اتحاد بزرگترین امپراتوری تشکیل میگردد

 جنگهای اول ودوم افغان انگلیس رول اتحاد ملی وپیامد های ان

۲- قیام هفده رمضان :1941رهبران عمده این قیام چون ( امین الله خان لوگری , سکندر خان بامیزائی ، امام ویردی ازبک , اکبر خواب گاهی ، اغاحسین قزلباش , احمد میر اخور ، بچه خواجه میر کوهدامنی ، بچه میرداد هو تکی , حاجی علی کابلی , محمودخان بیات , محمد هاشم کاه فروش وزیرمحمداکبرخان و عده زیاد از مبارزین  اینست که درطلعه بامداد میرحاجی درپل خشتی وسایرملاها درمساجد جهاد ر ااعلان کردند ویورش عمومی مردم علیه انگلیس ها اغاز وباموفقیت انجامید . انگیسها در6جنوری 1842م بعد از دادن تلفات سنگین مجبور به خروج ازکابل گردیدند.

۲- قیام عمومی مردم دسمبر : همین که تبعید امیر محمد یعقوب خان به هند عملی گردید ،  در کابل ، کوهدامن و کوهستان به رهبری محمد کریم خان افسر نظامی ، غلام حیدر خان کابلی ، میر بچه خان کوهدامنی ، میر غلام قادر خان اوپیانی ، برادر پرویز شاه پغمانی ، در تگاب و  نجراب به رهبری محمد عثمان خان صافی وبرادرش محمد شاه خان ، در لوگر به رهبری غلام حیدر خان چرخی ( بعد ها سپه سالار )  ، سمندرخان ومحمد حسن خان لوگری  ، در میدان ووردگ به رهبری جنرال محمد جان خان وردگی ، در زابلستان و غزنی به رهبری ملا دین محمد خان اندری مشهور به مشک علم ؛ عبدالقادر خان غزنوی ، ملا عبدالغفور خان لنگری ، گل محمد خان اندری ، در هرات به رهبری نایب سالار حفیظ الله خان و سردار محمد ایوب خان ، در ننگرهار به رهبری عصمت الله خان جبارخیل و هم چنان ده ها نفر رهبر دیگر اجتماعات را تشکیل دادند ، ملا مشک علم در غزنی علیه انگلیس اعلان جهاد داده و بلا فاصله به سوی کابل به حرکت افتادند ، این سپاه فداکار که فاقد توپخانه و جبه خانه و مخازن اذوقه سیار بود ، فقط تفنگ درشانه ویا سیلاوه ای دردست وپیش قبض در کمرداشت با انگلیسها در اویختند ویکبار دیگر انها را به خروج از کشور مجبور ساختند1879

۳- در جنگ  اعلان استقلال افغانستان : توسط شاه امان الله غازی اشتراک اقوام مختلف درین جنگها (جنرال محمد عمر خان(مشهور په سور جرنیل، وکندکمشر محمد اکلیل خان  بدخشی ، جنرال عبدالوکیل نورستانی در محاظ مشرقی ،سردار عبدالقدوس خان(اعتماد الدوله) محمد الله خان هزاره ؛عباس خان هزاره شیر احمد خان توری؛عبدالله قیاق؛او ابوالقاسم رساله دار در محاظ غربی ، مبارکشاه ؛محمد علم خان او پنین بیک غند مشران ؛عبدالقیوم خان پغمانی؛یونس خان لوګری؛نورمحمد خان هودخیل؛کندک مشران ؛ کمیدان نواب خان پنجشیری ؛ کمیدان احمد جان خان کابلی ؛ټولی مشر جلاد خان لوګری؛ میجر محمد یار خان ګردیزی؛عبدالحمید خان صافی او اقا محمد خان یاور در محاظ جنوبی.

امان افغان نمونه وحدت ملی:شاه امان الله خان به اهميت وحدت ملی و اتفاق ملت بسيار اهميت ميداد و هرگز نمی توانست بدون هيجان در باره آن سخن بگويد.»»  در سفر قندهار درسال ۱۳۰۴ خورشيدی پس از خطبه نماز روزجمعه هفتم عقرب، که به امامت خودش بر گزار شده بود، در مسجد خرقه مبارک حين ايراد خطبه نماز، در باره اتفاق ملت به تفصيل سخن زد و در يکجاگفت: «هرکسی که در افغانستان زندگی ميکند، بدون استثنا افغان گفته می شود. پس درانی و غلجائی و اچکزائی واویره چه معنی دارد؟ »

 « دشمنان ما از اين خصومت در ميان ما چقدراستفاده کرده اند. آه که ما را بدست خود ما از ما جدا کردند! تکه تکه نمودند ، پارچه پارچه ساختند و تمام قوای ما را ميان خود ما به تحليل رساندند. در اينجا اشکهای امير جاری می شود».


»» شاه امان الله درنطق ديگری به مردم قندهاردر مورد وحدت ملی گفت :هندو ، هزاره ،شيعه ،سنی، احمدزايی و پوپلزايی نداريم، بلکه همه يک ملت هستيم و آنهم افغان.نزد من همه افغانها برادراند.» به این لحاظ هنگام عودت امان الله از قندهار به سوی کابل۱۳۰۸ به خاطر اعاده سلطنت بخش اعظم قوای ده هزار نفری انرا قوم هزاره تشکیل میداد

زمانیکه امان الله لغو بردگی را اعلان نمود درحدود هفتصد تن غلام و کنيز هزاره در شهرکابل از منازل اربابان خود برآمدند. از اين است که مردم هزاره بيش از هر قوم و قبيله ديگر به دفاع از شاه امان الله بر خاستند.

 


موضوعات مرتبط: موضوعات سیاسی
[ 28 Dec 2011 ] [ 2:7 PM ] [ تلاش احمدزی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بیا تا جان هم باشیم

مهمان عزیز ! اکثریت مطالب این ویب موضوعات تاریخی است برای دسترسی مکمل به مطالب هربخش در قسمت پایینی درمینوی موضو عات بر عنوان موضوع مورد نظر کلیک کنیدیا در قسمت جستجوی گوگل موضوع مورد نظر را وارد وقسمت جستجودرین ویب را تک مارک وبعدا دکمه سرچ را فشار دهید.
امکانات وب